مؤلف مجهول

78

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى )

بيت دليرانى كه از گردون به نوك رمح ، سياره * ربودندى چه گنجشكان به منقار از زمين « 1 » ارزن سر در دنبال قانيسا پاشا نهادند . بيت ز گلبانگ شير افكنان دلير * گريزان شد از بيشه آن نره شير سپهدار ايران به تازان سمند * نه ايستاد تا پيش قلب نژند « 2 » اما مصطفى پادشاه از واهمه چون كورهء سيماب به لرزه درآمده از سهم پيكان شير صولت كه چنانچه در ديدهء مار جاى گيرد ، به سان ماهى در خشكى به اضطراب مىطپيد و از بيم خدنگ مار رفتار ، چنانچه مار پوست افكند زره مىانداختند . اما نواب گيتى ستانى خود را به نزديك قلب به قانيسا پاشا رسانيده همچنان تيغ عالم سوز بر كمرش نواخت كه مثل خيار به دو نيمه‌اش كرده روى بر سپاه روم نهاد . چون مصطفى پاشا چنان ضرب دست از آن شهريار بلند اقبال مشاهده نمود عنان برگردانيده راه فرار گرفت و سلطان مراد چون مشاهدهء مقدمات كرده هنوز تيپ سيوم را از ترتيب نينداخته بودند كه از راه غير متعارف روانهء جرفادقان [ شد ] و شهريار گردون وقار ، سر در دنبال مصطفى پادشاه نهاد . و چون روميان علم سردار را نگونسار ديدند ؛ قاچاقاچ « 3 » در ميان ايشان انداخته و غازيان شير شكار داد مردانگى مىدادند و نواب خاقانى نيز مقرر فرمود كه شما در كار خود مشغول باشيد كه نواب همايون ما دست از سردار نابكار نخواهم برداشت و روانه گرديد . چون مصطفى پادشاه نيم فرسخ از اردو دور شده ديد كه علم اژدها پيكر نواب جهانبانى اين است كه به تعجيل تمام با سپاه خود مىآيد ؛ [ به سپاهيان خويش ]

--> ( 1 ) - اصل : به مقدار زمين . ( 2 ) - سپهدار توران به تازان سمند * نه ايستاد تا دامن شهربند . ( احسن التواريخ ص . 116 ) . ( 3 ) - تركى است بمعنى : گريزاگريز .